دلنوشته ها

متن مرتبط با «دختر سوری و نانسی» در سایت دلنوشته ها نوشته شده است

شوق عشق

  • نیلوبلاگ

    بی تو انگار دگرباره دلم می لرزد با تو بودن به همه ثانیه ها می ارزد با تو هر لحظه دلم شوق تپیدن دارد هوس وصل تو و میل رسیدن دارد rlm; میثم زرگری...

    ادامه مطلب
  • درد و درمان

  • نیلوبلاگ

    گر تو دردی من دگر درمان نخواهم از خدا گر تو درمانی دگر هجران نخواهم از خدا درد و درمانم اگر باشی مداوم گویمت وصل و فصل و عهد و پیمانی نخواهم از خدا میثم زرگری...

    ادامه مطلب
  • گویم چشم

  • نیلوبلاگ

    گفتی که غم ازیاد برم ، گویم چَشم از سینه خود ناله و فریاد برم، گویم چشم من چشم بگویم به تو اما تو بدان هی اشک فرو ریزد از این دیده ولی... اما چشم میثم زرگری...

    ادامه مطلب
  • بی تو مهتاب

  • نیلوبلاگ

    "بی تو مهتاب شبی" کار دلم زاری شد اشک لعنت شده ازچشم ترم جاری شد به هوای دل تنگم که نظر اندازم گوییا مــنتظر مــنتقم ثاری شــد نــوسان دل مـن با ضربان نگهت عامل بستن چشمان من و تاری شد رد این حادثه در...

    ادامه مطلب
  • با تو می گویم قلم

  • نیلوبلاگ

    "با تو میگویم قلم" با آنکه ناطق نیستم گوش کن حرف مرا ،من مرد سابق نیستم زندگی عالیست من هم راضی ام با این وجود حال من خوبست و در این گفته صادق نیستم روز و شب کارم دعا و شکر دادار کبیر زندگی را ساختم م...

    ادامه مطلب
  • نوای نی

  • نیلوبلاگ

    صبح است و دلم نوای نی می خواهد یک جام نَه ده پیاله مِی میخواهد اندر بغل دلبرکی بر لب جوی یک بوسه همی از لب وی میخواهد میثم زرگری...

    ادامه مطلب
  • شکوه

  • نیلوبلاگ

    کم کن ای دوست کنون شکوه که از دست فلک چه بلاها که سرم آمد و بستم دهنک میثم زرگری...

    ادامه مطلب
  • شادترین شعر خداوند

  • نیلوبلاگ

    حیف است در این شاد ترین شعر خداوند آن مصرع جا مانده ز شه بیت تو باشی میثم زرگری...

    ادامه مطلب
  • بوس و کنار

  • نیلوبلاگ

    صحبت از بوس و کنار و عشق و چشمانش بس است نازنینم لحظه ای اینجا نشین و یک بغل ماچم بکن میثم زرگری...

    ادامه مطلب
  • تا که روشن میکنم

  • نیلوبلاگ

    تا که روشن میکنم سیگار خود را نازنین یادم آید آتشی را که نگاهت زد به من میثم زرگری...

    ادامه مطلب
  • دود سیگار

  • نیلوبلاگ

    او کشد تصویر من را گوشه ی بومی سیاه من ولی هی می کشم سیگار و دودش می دهم میثم زرگری...

    ادامه مطلب
  • مدهوش نگاهت

  • نیلوبلاگ

    من تو را دیدم و مدهوش نگاهت گشتم وای ازآن خنده ی زیبا که بیاید به لبت میثم زرگری...

    ادامه مطلب
  • دختر ترسا

  • نیلوبلاگ

    ای دخترک تَرسا می ترسم از آت چشمت کآخر ببرد دینم، کآخر بِشَوَم رسوا میثم زرگری...

    ادامه مطلب
  • شوری چشمت

  • نیلوبلاگ

    شوری چشمت مرا زد ناقص و بیچاره کرد ای فدای آن دو چشم شور و قدرتمند تو میثم زرگری...

    ادامه مطلب
  • چشمان شور

  • نیلوبلاگ

    او نمک می ریخت از چشمان شورش لیک من خون دل خوردم به جای چشم خوردن ها ز او میثم زرگری...

    ادامه مطلب
  • قهوه ی تلخ

  • نیلوبلاگ

    من دیابت دارم و شکّر برایم خوب نیست دوست دارم قهوه ی تلخی که بیدارم کند میثم❤️...

    ادامه مطلب
  • عسل بانوی اهوازی

  • نیلوبلاگ

    عسل بانوی اهوازی چه زیبا و چه طنّازی دلم را برده آن چشمت عجب صوت خوش آوازی کنار شط کارون من تو را دیدم به لجبازی بگفتم با تو ای زیبا منم شاه و تو سربازی اگر خواهم چنان سازم که قلبت را به من بازی میثم زرگری...

    ادامه مطلب
  • گوشه چشم

  • نیلوبلاگ

    تو به یک گوشه ی چشمت دل ما را بردی نازنین فاش بگویم که مرا آزردی داده بودی به من امید و گرفتی جانم ناز شصتت که چه سان غنچه ی دل پژمردی میثم زرگری...

    ادامه مطلب
  • اگر گاهی ز خودخواهی

  • نیلوبلاگ

    اگر گاهی ز خود خواهی غرورت را شکستم منندانسته اگر گاهیبه غیر ازتو دلی بستماگر خامی نمودم منبرت دامی گشودم منتو را من صید خود کردمکنون بین کوهی از دردم به دنبال تو می گردممرا دریاب ای یارمببین چون بر سر دارمهمی امید من رفت وفقط تنها تو را دارم کنون صیاد من هستیتو از دام خودت رستیرهایم چون کنی ای جانکه بر روحم عنان بستی م.زرگری...

    ادامه مطلب
  • دلم تنگ نگاهش بود اما

  • نیلوبلاگ

    دلم تنگ نگاهش بود امّا نگاهش را دریغ از جان ما کرد به لب همواره ذکرش نام ما بود ولی با آن زبانش بین چه ها کرد دلم را کرده بودم من به نامش سبو بشکست و او پیمان رها کرد اگرچه ظاهرا میلی به ما داشت ولی با دیگران او مر وفا کرد شکست او این دل بیچاره ام را چو او نفرین به من جای دعا کرد بداهه میثم...

    ادامه مطلب