
"بی تو مهتاب شبی" کار دلم زاری شد اشک لعنت شده ازچشم ترم جاری شد به هوای دل تنگم که نظر اندازم گوییا مــنتظر مــنتقم ثاری شــد نــوسان دل مـن با ضربان نگهت عامل بستن چشمان من و تاری شد رد این حادثه در...
ادامه مطلب
"با تو میگویم قلم" با آنکه ناطق نیستم گوش کن حرف مرا ،من مرد سابق نیستم زندگی عالیست من هم راضی ام با این وجود حال من خوبست و در این گفته صادق نیستم روز و شب کارم دعا و شکر دادار کبیر زندگی را ساختم م...
ادامه مطلب
من تمام عمر خود را پای او دادم به باد دود سیگارم گواهی میدهد من عاشقم میثم زرگری...
ادامه مطلب
مثل یک تک بیتی وامانده از یک مثنوی مانده ام تنها میان اینهمه حور و پری میثم زرگری...
ادامه مطلب
بودم و هستم همیشه تا ابد من عاشقت هر زمان آیی به بالینم مداوا می شوم میثم زرگری...
ادامه مطلب
هیچ اکراهی ندارم دینم از دَستَم شَوَد من به هر آیین که دلبر گویَدَم سر می نهم میثم زرگری...
ادامه مطلب
شَوَد نابود در یک آن فساد و مکر شیطانی اگر خاتم بچرخاند به انگشتش سلیمانی میثم زرگری...
ادامه مطلب
تازه فهمید که دیگر پدرش نیست که نیست سایه امنیتی روی سرش،نیست که نیست بارها زخم زبان از کس و نا کس بشنید دَم فروبست چو راهی، به برش نیست که نیست همه گفتند پدر،بهر غنائم رفته است کَس نپرسید چرا، پس اثرش نیست که نیست تو بگو قیمت چشمت،چِقَدَر می ارزد؟ یا که نه، قیمت یک تن که سرش نیست که نیست حرم بی بی و مولا شده قربانگه عشق جز دفاعی ز حرم، در نظرش نیست که نیست ...
ادامه مطلب
می سرایم سپید و سیاه موج نو ،سبک های پی در پی گاه شعر سپید می گویم میزنم نقش روی خود در وی گاه همراه حضرت حافظ با غزل می زنم دو جام از می گاه با مولوی قصیده می گویم میکنم با شبان او هی هی گاه با یک دوبیتی زیبا مینوازم نوای خوش چون نی گاه چون عزیز دل سهراب در مسیر نویی کنم ره طی شاعرم شعر من شعار من است کی کشم دست از این زبان من کی؟ در تمام فصول من مستم فروَد...
ادامه مطلب
بیا با بوسه ای من را تو مجنون و هوایی کن بیا در این شب جمعه ،تو یک کار خدایی کن میثم...
ادامه مطلب
بیا با بوسه ای من را تو یک امشب مداوا کن چو فردا امدش آنگه ،عزیزم فکر فردا کن میثم زرگری...
ادامه مطلب
بی تو انگار دگرباره دلم می لرزد با تو بودن به همه ثانیه ها می ارزد بی تو هرلحظه دلم شوق تپیدن دارد هوس وصل تو و میل رسیدن دارد meisam ...
ادامه مطلب