به لبم زمزمه ای از غزل و نی دارم
به دلم غصه ی برگشتن از ری دارم
شب من رفت و سحر گشت و شدم پر احساس
هوس یک سحر و جام می از وی دارم
میثم زرگری
برچسب:
نویسنده: ستایش مقدم
بی تو انگار دگرباره دلم می لرزد
با تو بودن به همه ثانیه ها می ارزد
با تو هر لحظه دلم شوق تپیدن دارد
هوس وصل تو و میل رسیدن دارد rlm;
میثم زرگری
برچسب:
نویسنده: ستایش مقدم
گر تو دردی من دگر درمان نخواهم از خدا
گر تو درمانی دگر هجران نخواهم از خدا
درد و درمانم اگر باشی مداوم گویمت
وصل و فصل و عهد و پیمانی نخواهم از خدا
میثم زرگری
برچسب:
نویسنده: ستایش مقدم
گفتی که غم ازیاد برم ، گویم چَشم
از سینه خود ناله و فریاد برم، گویم چشم
من چشم بگویم به تو اما تو بدان
هی اشک فرو ریزد از این دیده ولی...
اما چشم
میثم زرگری
برچسب:
نویسنده: ستایش مقدم
خدایا رحم کن بر حال زارم
که او خواهد درآرد پس دمارم
اگر صبری عطا ننمایی ام حال
دمار از روزگار خود در آرم
میثم زرگری
برچسب:
نویسنده: ستایش مقدم
صبح آمده و شیر و عسل می خواهم
یعنی که ز تو بوس و بغل می خواهم
لب بر لبتو و دو دست من دور بغل
فلاح شدم خیر عمل می خواهم
میثم زرگری
برچسب:
نویسنده: ستایش مقدم
برچسب:
نویسنده: ستایش مقدم
برچسب:
نویسنده: ستایش مقدم
برچسب:
نویسنده: ستایش مقدم
صبح است بیا که غم فراموش کنیم
یک جام بگیریم و به هم نوش کنیم
خوش نیست که اندر بغل غم مانیم
ای دوست بیا که ترک آغوش کنیم
میثم زرگری
برچسب:
نویسنده: ستایش مقدم
من مِی خورم و کباب در عهد شباب
خوانم غزل و به کف همی چنگ و رباب
من دل ندهم به مال دنیا زیرا
این نقد به از نسیه ی در بند سراب
میثم زرگری
برچسب:
نویسنده: ستایش مقدم
صبح است و دلم نوای نی می خواهد
یک جام نَه ده پیاله مِی میخواهد
اندر بغل دلبرکی بر لب جوی
یک بوسه همی از لب وی میخواهد
میثم زرگری
برچسب:
نویسنده: ستایش مقدم
کاش می شد که تو بودی و من و ثانیه ها
و زمانی که به اجبار توقف کرده است
میثم زرگری
برچسب:
نویسنده: ستایش مقدم
کم کن ای دوست کنون شکوه که از دست فلک
چه بلاها که سرم آمد و بستم دهنک
میثم زرگری
برچسب:
نویسنده: ستایش مقدم
حیف است در این شاد ترین شعر خداوند
آن مصرع جا مانده ز شه بیت تو باشی
میثم زرگری
برچسب:
نویسنده: ستایش مقدم