خرید بک لینک

به لبم زمزمه ای از غزل و نی دارم


به دلم غصه ی برگشتن از ری دارم


شب من رفت و سحر گشت و شدم پر احساس


هوس یک سحر و جام می از وی دارم


میثم زرگری

برچسب: نویسنده: ستایش مقدم تاريخ: شنبه 13 ارديبهشت 1399 ساعت: 14:54

بی تو انگار دگرباره دلم می لرزد

با تو بودن به همه ثانیه ها می ارزد

با تو هر لحظه دلم شوق تپیدن دارد

هوس وصل تو و میل رسیدن دارد rlm;


میثم زرگری

برچسب: نویسنده: ستایش مقدم تاريخ: شنبه 13 ارديبهشت 1399 ساعت: 14:54

گر تو دردی من دگر درمان نخواهم از خدا


گر تو درمانی دگر هجران نخواهم از خدا


درد و درمانم اگر باشی مداوم گویمت


وصل و فصل و عهد و پیمانی نخواهم از خدا

میثم زرگری

برچسب: نویسنده: ستایش مقدم تاريخ: شنبه 13 ارديبهشت 1399 ساعت: 14:54

گفتی که غم ازیاد برم ، گویم چَشم

از سینه خود ناله و فریاد برم، گویم چشم

من چشم بگویم به تو اما تو بدان

هی اشک فرو ریزد از این دیده ولی...


اما چشم

میثم زرگری

برچسب: نویسنده: ستایش مقدم تاريخ: شنبه 13 ارديبهشت 1399 ساعت: 14:54

خدایا رحم کن بر حال زارم

که او خواهد درآرد پس دمارم

اگر صبری عطا ننمایی ام حال

دمار از روزگار خود در آرم


میثم زرگری

برچسب: نویسنده: ستایش مقدم تاريخ: شنبه 13 ارديبهشت 1399 ساعت: 14:54

صبح آمده و شیر و عسل می خواهم

یعنی که ز تو بوس و بغل می خواهم

لب بر لبتو و دو دست من دور بغل

فلاح شدم خیر عمل می خواهم


میثم زرگری

برچسب: نویسنده: ستایش مقدم تاريخ: شنبه 13 ارديبهشت 1399 ساعت: 14:54

بعد تو حالم دگرگون گشته اصلا خوب نیست آخر این قلب است،از جنس حجر یا چوب نیست بی وفا تا کی بیازاری دل پژمرده را هیچ یاری جز تو پیشم اینقدر محبوب نیست در شگفتم دست تقدیر است یا بخت بدم من نمیدانم چرا جزادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ستایش مقدم تاريخ: شنبه 13 ارديبهشت 1399 ساعت: 14:54

"بی تو مهتاب شبی" کار دلم زاری شد اشک لعنت شده ازچشم ترم جاری شد به هوای دل تنگم که نظر اندازم گوییا مــنتظر مــنتقم ثاری شــد نــوسان دل مـن با ضربان نگهت عامل بستن چشمان من و تاری شد رد این حادثه درادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ستایش مقدم تاريخ: شنبه 13 ارديبهشت 1399 ساعت: 14:54

"با تو میگویم قلم" با آنکه ناطق نیستم گوش کن حرف مرا ،من مرد سابق نیستم زندگی عالیست من هم راضی ام با این وجود حال من خوبست و در این گفته صادق نیستم روز و شب کارم دعا و شکر دادار کبیر زندگی را ساختم مادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ستایش مقدم تاريخ: شنبه 13 ارديبهشت 1399 ساعت: 14:54

صبح است بیا که غم فراموش کنیم
یک جام بگیریم و به هم نوش کنیم
خوش نیست که اندر بغل غم مانیم
ای دوست بیا که ترک آغوش کنیم

میثم زرگری

برچسب: نویسنده: ستایش مقدم تاريخ: يکشنبه 6 خرداد 1397 ساعت: 20:21

من مِی خورم و کباب در عهد شباب

خوانم غزل و به کف همی چنگ و رباب

من دل ندهم به مال دنیا زیرا

این نقد به از نسیه ی در بند سراب

میثم زرگری

برچسب: نویسنده: ستایش مقدم تاريخ: يکشنبه 6 خرداد 1397 ساعت: 20:21

صبح است و دلم نوای نی می خواهد

یک جام نَه ده پیاله مِی میخواهد

اندر بغل دلبرکی بر لب جوی

یک بوسه همی از لب وی میخواهد


میثم زرگری

برچسب: نویسنده: ستایش مقدم تاريخ: يکشنبه 6 خرداد 1397 ساعت: 20:21

کاش می شد که تو بودی و من و ثانیه ها

و زمانی که به اجبار توقف کرده است

میثم زرگری

برچسب: نویسنده: ستایش مقدم تاريخ: يکشنبه 6 خرداد 1397 ساعت: 20:21

کم کن ای دوست کنون شکوه که از دست فلک

چه بلاها که سرم آمد و بستم دهنک

میثم زرگری

برچسب: نویسنده: ستایش مقدم تاريخ: يکشنبه 6 خرداد 1397 ساعت: 20:21

حیف است در این شاد ترین شعر خداوند

آن مصرع جا مانده ز شه بیت تو باشی

میثم زرگری

برچسب: نویسنده: ستایش مقدم تاريخ: يکشنبه 6 خرداد 1397 ساعت: 20:21

صفحه بندی