الا یا ایهاالساقی ، نماند آن وعده ات باقی
که گفتی سرکش این می را، زدست آن گل راقی
که آخر گردد این غمها، و یابی سرٌ اشراقی
نجستم سر این معنا و طی شد عمر این دنیا
و آخر شد جوانیٌم ، کجا رفت آن شه واقی
در این مکٌاره دنیا ، غریقی خسته و تنها
و دلگیر از همه نامردمان خشکی ودریا
چه کابوسی شد آن رویا، بده ساقی تو آن می را
که خوش گفت او بدین معنا
به قول حضرت حافظ: ادرکهساوناولها
میثم زرگری
برچسب:
نویسنده: ستایش مقدم