خرید بک لینک

وای از آن لحظه که اندیشه هواری بکشد

عاشقی آه دل از دست نگاری بکشد

رهرو خسته دلی پای کشان بی طاقت

انتظار مدد از دست سواری بکشد

چشم سر بسته و هم چشم دلش کور شود

دهنش باز و همی داد و هواری بکشد

هرکسی آنچه که پنداشت درست است ،درست!

آه اگر دور سرش بند و حصاری بکشد

محترم باشدش آن فکر و مرامت ای دوست

تا همان دم که لسانت چو مهاری بکشد


میثم زرگری

برچسب: نویسنده: ستایش مقدم تاريخ: يکشنبه 6 خرداد 1397 ساعت: 20:21

صفحه بندی